تبليغاتX
طبع طمع

طبع طمع

آرزومند همه آرزوهای گلهای باغچه مهربونیم......

ارشدها

جناب اقای .......... موفقیت شما را در کنکور کارشناسی ارشد تبریک می عرضیم .

این ارشدها تو دانشگاههای کشور غوغا کردن. البته بدبختا خودشون کاری نکردن ولی اطرافیانشون تمام دانشگاه را گذاشتن روی سرشون.

اخ بمیرم برا اونهایی که تو کنکور ارشد قبول نشدن . اخه دخترا تمام دوست پسراشونو و پسرا دوست دختراشونو از دست میدن .

بدتر از اونا ترم بوقیهایی مثل من که حالا با این اوضاع دیگه سطح توقعات ازشون بالا میره . یعنی رفته و دیگه نمیشه کاریش کرد .

باز از همه اینها بدتر اونایی که پارسال امتحان دادن و رتبشون زیر ۳۰۰ بوده و حالا امسال دوباره اومدن امتحان دادن به این امید که شاید رتبشون از پارسال بهتر بشه ولی با همه سعی و کوشش و مجاهدتی که انجام دادن رتبه لا مصب از پارسال بدتر شده و رفتن بالای ۵۰۰ .

 حالا شما بیایید دست یاری به سوی این بدبختها که از این به بعد بدبخت تر هم میشن دراز کنید و کمی بهشون تسلای خاطر بدین.

چطوری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

الان میگم :

شما به طرق مختلف میتونید کمک کنید ۱- میتونید با نوشتن یه پیام تسلیت روحیه بهشون بدین

۲- با فرستادن یه فاطحه براشون روحشون رو شاد کنید.

۳- خصوصیه.....................................

۴- اگر نمردن تا حالا یعنی نکشتنشون یا خودکشی نکردن با یه دسته گل برید عیادتشون( البته اگر تو بیمارستان هستن وگرنه بهتون توصیه میکنم که خونه هاشون نرید چون تازه نتایج رو اعلام کردن و هنوز اتش بس اعلام نشده)

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/02/31ساعت 16:43  توسط عقيل  | 

دردینه..... فیلم300

تو یکی از این وبلاگها خوندم که نوشته بود ما نباید درباره پخش فیلم ۳۰۰ اعتراض کنیم . ولی باید خدمت این دوستم عرض کنم که درسته که این فیلم واقعیت نداره ولی ما هم نباید بی تفاوت باشیم. شاید اگر اصل قضیه رو بدونید بهتر قضاوت کنید . قضیه این بوده که حدود ۱۶۰۰۰ نفر ایرانی به یونان حمله میکنن که با مقاومت حدود ۶۰۰۰ نفر مواجه میشن. نبرد سختی بود ولی ایران پیر.ز میشه. حالا هالیوود اومده تو فیلم گفته که ایران ۱۰۰۰۰۰۰ نفر بوده و یونان ۳۰۰ نفر. اخه با عقل جور در میاد که ۳۰۰ نفر بتونن ۱۰۰۰۰۰۰ نفر رو شکست بدن. حالا جالب اینجاست که این ۳۰۰ نفر همه ایرانیها رو میکشن غیر از یه تعداد معدودی . و این۳۰۰ نفر با این که تا این موقع از نبرد همه زنده موندن اخرش به وسیله همین تعداد کم کشته میشن. و یک نکته دیگه این که ایرانیها رو با قیافه های زشت و یونانیها رو خوش تیپ وخوش هیکل نشون میده که ما تا جایی که میدونیم ایرانیها به خوش هیکلی و دلاوری معروف بودن . حالا این یه طرف قضیه و طرف دیگه این که میان خشایارشا رو طوری جلوه میدن که انگار خدایان روم باستانه که وقتی میخواد ازتخت بیاد پایین ادمها براش خم میشن و پله میسازن . اگر این طور بود که دیگه کسی باهاش نبود اون به قول شلاق زن ایرانی ۱۰۰۰ ایالت ازش اطاعت نمیکردن . همه جای تاریخ و در هر کشور و هر حکومتی اگر مردم از شاه و حکومت ناراضی باشن اون حکومت نمیتونه پایدار باشه. مثل قضیه ایران و مسلمانان که مردم از حکومت نا راضی بودن و ارتش را در جنگ تنها گذاشتن تا شکست خورد . و دلیل دیگه هم این که تو فیلم ایرانیها رو ادمهایی کودن نشون داده که این دقیقآ برعکس تاریخ حتی دنیاست . تا جایی که همه میدونن ایرانیها تو هر چی ضعیف باشن تو علم و نبوغ و استعداد سرامد مردم دنیا تو عصر خودشون و در تمام طول تاریخ بودن. کما این که الان هم هستن .

حالا شما بگید این فیلم جای اعتراض نداره ؟

 البته به نظر من که اونا با ساختن این فیلم خودشون رو مسخره کردن .

+ نوشته شده در  شنبه 1386/02/29ساعت 11:42  توسط عقيل  | 

بی همه چیز بودن و همه چیز داشتن

این عنوان را یکی از رفقا گفته 

     حالا بشنوید نظر خودش را  :                                                  

 

  یعنی دارائیت یه دست لباس ژنده و یه جفت کفش کهنه باشه

                                         و         

     

        (( عاشق باشی )) 

 

 

انصافآ نظرش به قول خودش (( حرف نداره )).

    نظر شما چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟    

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/02/10ساعت 16:42  توسط عقيل  | 

شکایت از همه کسانی که وبلاگ دارند!!!!!

اول به رسم ادب سلام می کنم.

حالا میرم سر اصل مطلب:

اخه بی معرفت ها چرا برام نظر نمیدین ها!!!

بی خیال بابا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

می خوام از شانسم براتون بگم. بعد از عید ۸۵ من شروع کردم به خوندن واسه کنکور

و چون رشته ریاضی بودم و می خواستم تجربی امتحان بدم کارم خیلی سخت بود.

ولی از همه چیز گذشتم و درس خوندم. اینقدر لاغر شدم و کم اشتها که با یه برگ

کاغذ فرقی نداشتم.به هر حال تو کنکور قبول شدم. اولاش زیاد خوشحال بودم ولی

چند روز بعد فهمیدم که باید برم سربازی. و دوباره دیدم که نه بابا باید برم پزشکی٫

اون هم بورسیه تهران بخونم. رفتم تهران واسه ثبت نام٫ ولی به علت نداشتن پارتی

قبول نشدیم.( البته گفته باشم که اصلآ مصاحبه نگرفتند ). خلاصه ما اومدیم که مثلآ

اعتراض کنیم ولی باز قضیه سربازی رو گرفت و قرار شد که من برم سربازی.

یه مدت به همین منوال گذشت. اما٫ اما دقیقآ روز اعزام به سربازی بود که باز خبر 

اومد که طبق اخرین نتایج کنکور من تو رشته شیمی یکی از دانشگاههای کشور 

قبول شدم. دوباره ما افتادیم دنبال قضیه سربازی و دانشگاه. از دانشگاه به حوزه

وظیفه٫ از حوزه به محل خدمت٫ از محل خدمت دوباره به دانشگاه. خلاصه اینقدر این

ور و اون ور رفتیم تا بالاخره تونستیم بریم دانشگاه. حالا دیدین که من چقدر شانس 

دارم. حالا من به جای پزشکی بورسیه تهران باید شیمی بخونم.

شما هم یه خاطره از خوش شانسیتون تو وبلاگتون حتمآ بنویسین٫ به دردتون 

می خوره

 

اخ داشت یادم می رفت٫ اصلآ شما چرا نظر نمیدین ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یالا زود نظرتون را بدین. ( شکلک عصبانی ) 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/02/02ساعت 16:49  توسط عقيل  |