تبليغاتX
طبع طمع

طبع طمع

آرزومند همه آرزوهای گلهای باغچه مهربونیم......

سلام این معما رو حل کنید

کندی، رئيس جمهور سابق آمريکا، در 21 دقيقه پاسخ درست را پيدا کرد. اين زمان برای مدير بازاريابی يک مجله معروف بين المللی 2 ساعت بود. برای شما چقدر طول می کشد؟1) 5 خانه وجود دارد. 2) انگليسی در خانه قرمز زندگی می کند. 3) اسپانيايی يک سگ دارد. 4) در خانه سبز قهوه نوشيده می شود. 5) ايتاليايي چای می‌نوشد. 6) خانه سبز، بدون هيچ فاصله‌ای، در سمت راست خانه سفيد قرار دارد. 7) کسی که سيگار «کنت» می‌کشد، حلزون دارد. 8) سيگار «وينستون» در خانه زرد کشيده می‌شود. 9) در خانه وسطی، شير نوشيده می‌شود. 10) فرانسوی در اولين خانه زندگی می‌کند. 11) کسی که سيگار «مارلبورو» می‌کشد، همسايه کسی است که روباه دارد. 12) کسی که سيگار «وينستون» می‌کشد، همسايه کسی است که اسب دارد. 13) کسی که سيگار «مور» می‌کشد، آب پرتقال می‌نوشد. 14) ژاپنی سيگار «پارلمنت» می‌کشد. 15) فرانسوی در همسايگی خانه آبی زندگی می‌کند. 16) در هر خانه، يک مليت، يک حيوان، يک سيگارکش و يک نوشيدنی قرار دارد. حال به 2 سوال زير پاسخ دهيد: الف- چه کسی آب می‌نوشد؟ ب- چه کسی گورخر دارد؟

« حدس زده می شود که تنها 1% مردم جهان قادر به حل این آزمون باشند »

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/23ساعت 11:29  توسط عقيل  | 

انالله و اناالیه راجعون

چطوری باید شروع کنم خدایا ...

این روزا برا همه پیش میاد وشاید هم اومده باشه ولی خدا کنه که اگه تا حالا برا کسی اتفاق نیفتاده ، به این زودی اتفاق نیفته ...

روزای سختیه ولی چه میشه کرد باید تحمل کرد اما چطوری نمیدونم و این رو باید با گذشت زمان ذره ذره درک کنم و طعم تلخ این جدایی رو با تمام وجودم حس کنم ...

طعم تلخ جدایی از یه آدم آسمونی ، یه مرد خدایی ، یه کسی که به قول همه مثل یه راهنما ( پیغمبر) بود و خداییش هم که همه رو در حد توانش راهنمایی میکرد و همه اونو به عنوان یه مرد خدا احترام میکردن و این احترام به واسطه اون به ما هم رسید و همه مارو به خاطر اینکه بچه های اون مرد بزرگ بودیم احترام میکردن :

آن گنج نهان در دل خانه پدرم بود //////////// هم تاج سرم بود،هم بال و پرم بود

هرجا که زمن نام ونشانی طلبیدند //////////// آوازه نامش سند معتبرم بود ...

خدایش بیامرزد

به خدا تا تونست برا ما کم نذاشت و خدا شاهده که همیشه و تا وقتی که میتونست مدام قرآن میخوند و نمازش همیشه سر وقت بود .

قربونش برم همیشه میگفت :

اولون( اولآ ) که باید باشدش راستگو /// با سخاوت باشد و هم نیک خو

بعد از اون حفظ امانت بایدش /// هم نظر پاک از خیانت بایدش

هر که را داده خدا این هر چهار /// باشد اون کس مومن و پرهیزگار

مینویسم ای ملای هوشیار /// من نمانم خط بماند یادگار

راستی هم که خودش نموند و خطش موند یادگار

میگفت که همیشه چشمتون دنبال نونی باشه که خدا میده و کاری که خودتون انجام بدین و دسترنج خودتون باشه و چشمتون دنبال مال مردم نباشه .

همیشه شاکر بود و حتی اون موقع که برادرم شهید شد و بابام رو برا شناسایی بردن ، وقتی که برادرم رو دید فقط گفت الهی شکر که پیدا شد . و حتی یه آخ هم نگفت و همیشه میگفت که خدا داده و خدا هم برده . صبور و مهربون بود .

همیشه برامون دعای خیر میکرد و ما همه چیزمون رو از دعای خیر اون و مادرم داریم .

رفت ...

رفت و ما رو تو این دنیا گذاشت تا ما هم امتحان بشیم و ببینیم که میتونیم راه اون و برادرم رو ادامه بدیم یا نه؟...

رفت ... روز پنج شنبه . همون روزی که همیشه میرفت پیش برادرم و باهاش حرف میزد .

همون روز هم دفن شد . به خدا این که جنازه رو زمین نمونه نسیب هر کسی نمیشه و بابای من حدود ۵ ساعت بعد از فوت دفن شد و این هم همون زمانی بود که برا کندن قبر صرف شد .

امروز یک شنبه قراره هفته برگذار بشه که من خونه نیستم . برادرام نذاشتن که بمونم و گفتن که طبق خواست خود پدر باید برگردم سر درس و دانشگاه .

اون موقع دلم که براش تنگ میشد بهش زنگ میزدم اما حالا چی ؟؟؟

یادمه بچه که بودم یه روز سر یه کمربند با داداش کوچیکم دعوام شد و چون بابام اون کمر بند رو که مال داداشم بود رو به من داده بود ، وقتی مادرم اونو از من گرفت و داد به داداشم ، من ناراحت شدم و به بابام فحش دادم که چرا اونو به من داد که حالا ازم بگیرنش . حالا بابام هم تازه اومده بود تو خونه و حرفای منو شنید اما به روی خودش نیاورد . عصر که شد یه کمربند اورد و داد به من و گفت ببخشید که این طوری شد و قول بده که دیگه به من فحش ندی و اگه کاری داشتی بهم بگو .
دوست داشتم که زمین دهن باز میکرد و من میپریدم توش .

ببخشید اگه ناراحتتون کردم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/15ساعت 12:56  توسط عقيل  |