تبليغاتX
طبع طمع -

طبع طمع

آرزومند همه آرزوهای گلهای باغچه مهربونیم......

سلام به همه دوستای خوبم

درس و مشق و مدرسه ( دانشگاه مثلا؟)

همیشه دلم میخواست که مثل این ادمای زیاد متدین بتونم شیطون رو ببینم و اون از من حساب ببره و منم هی بهش ضدحال بزنم و نذارم که بقیه و خودم رو گول بزنه .به خودم میگفتم که اگه من میتونستم شیطون رو ببینم و یا حسش کنم میتونم که اونو شکست بدم اما دیدم که این نمیشه و اونایی که به این موقعیت رسیدن مثل من عمل نکردن و اونا اول خودشون مقاومت کردن بعد شیطون خودش اومده سراغشون و هی خواسته از راه بدرشون کنه اما نتونسته و مجبورا خودش رو به اونا نشون داده و با این کار اونا رو گول میخواسته بزنه که حالا یا موفق شده و. یا نشده . اما حرف من اینه که چقدر باید مقاومت کنم تا اون خودش بیاد و دست بکار بشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بگذریم

حالا این مطالب بالا چه ربطی به درس و مشق و مدرسه داشته من نمیدونم . اما میدونم که  به دانشگاه ربط داره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ربطش اینه که تو دانشگاه من اون چیزی رو که دنبالش بودم پیداش کردم ( دیدن شیطون )
دیدم و همیشه هم دارم میبینم
میخواین بدونین چه شکلیه ؟ کمی سرتون رو به اطراف بچرخونین و خوب چشاتون رو باز کنین . ببینین دختر اونجا هست  همین شطونه ؟ نه خود اون دختر ها نه . ! اون چیزی یا بهتره بگم اون کسی که اون دختر رو مجبور میکنه که ناز و کرشمه تو رفتارش داشته باشه
این میشه همون شیطون . حالا شما هی میخوای نگاه نکنی نمیشه اون میاد و به شما میچسبه خود بخود جلوتون سبز میشه و همیشه تو دیدتون هست ناخوداگاه نگاهاتون به هم خیره میشه . درمونش رو من نفهمیدم شما اگه فهمیدین به منم بگین تا درموردش بحث کنیم

( ***** من یه مدت نبودم داشتم ادای بچه خرخونا رو درمیاوردم و الان هم تا سه هفته دیگه ( از یه هفته پیش) هر اول هفته یه میان ترم دارم که از همین الان اگه نتونستم درست بیام و بهتون سر بزنم معذرت میخوام*****)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/08/20ساعت 14:10  توسط عقيل  |